تبليغاتX
کلور

کلور

شهر پهلوی

صدر ولایت که نقد شیخ صفی داشت
                                                  قرب نود سال بود رهبر  این راه (قاسم انوار)


شیخ صفی الدین اردبیلی از اجداد خاندان سلسله ایرانی و شیعه مذهب صفوی بود که درسال 650 هجری قمری متولد شده است. شیخ صفی به دین داری و پاک دامنی معروف بوده به طوری که مخالفان خاندان صفی هم وی را با این ویژگی می شناختند. شیخ صفی الدین اردبیلی، نیای بزرگ صفویان؛ هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرینکلاه بود. فیروزشاه از بومیان ایرانی و کردتبار بود که در منطقه مغان نشیمن گرفته بود. زبان مادری شیخ صفی الدین، تاتی بود و اشعار تاتی او امروزه در دست است. تاتی یکی از زبان های ایرانی و زبان بومی آذربایجان بوده است.

شیخ صفی در سال 735 هجری قمری، فوت شده و آرامگاهش در نزدیکی خانقاه و محل سکونت وی است. بناهای این مجموعه، از زیباترین آثار تاریخی اسلامی ایران در عصر صفوی بوده و یکی از آثار باستانی مهم کشور به شمار می رود. این بنا در سال 735 هجری قمری توسط شیخ صدرالدین موسی فرزند شیخ صفی بنا شده و در طول زمان و به ویژه در دوران حکومت صفوی مورد احترام شاهان صفوی بوده است.

این مجموعه شامل بخش های اصلی زیر است؛ مقبره شیخ صفی (گنبد الله الله)، آرامگاه شاه اسماعیل اول، عمارت چینی خانه، مسجد جنت سرا، تالار دارالحفاظ، دارالحدیث، صحن اصلی، محوطه شهیدگاه، خانقاه یا چله خانه و حیاط باغ.
گنبد الله الله بنای استوانه ای شکل است که پس از مرگ شیخ صفی بنا شد. این مقبره از داخل به شکل هشت گوش منظم است که داخل آن با نقاشی هایی از گیاهان مزین شده است. در این قسمت صندوق قبر نفیس چوبی قرار دارد که با منبت کاری، خاتم کاری و کتیبه هایی از ثلث و رقاع آراسته گردیده است.

آرامگاه شاه اسماعیل اول از بناهای بقعه کوچک تر و بسیار زیباست. وجود گنبدهای تذهیب و کتیبه های گچ بری و صندوق قبر خاتم کاری و منبت کاری، آن را به یکی از برجسته ترین دیدنی های این مکان تبدیل کرده است. از دید آنوبانینی چینی خانه از بر جسته ترین شاهکارهای معماری در قرن 11 هجری در شهر اردبیل محسوب می شود. این بنا به شکل اتاق چهار گوش و به قطر 18 متر است که گوشه های آن خوابیده و دارای چند طاق نما است. در مقرنس های توخالی گچی ایوان ها، طاق نماها و شاه نشین ها تعداد زیادی محوطه و طاق های تزئینی به شکل انواع گلدان ها، ابریق ها و ظروف رایج قرن 11 هجری تعبیه شده است. این محوطه جهت قرار دادن چینی های اهدایی به شاه عباس طراحی شده است.

منبع مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 8:14 قبل از ظهر  توسط مهدی جم پور  | 

مي اتا گپ
( يک حرف من )

من شاعر زبان تاتي هستم


قديم ترين آوازي که مرغ خواند، يادش نيست. بعدها بادها او را از روي درخت ها عبور داده به سرزمين هاي دوردست بردند. من هم ياد ندارم که قديم ترين شعر من کدام بود. ولي در مرگ روجا ، گاو خودمان، شعری را درحضور پدرم خواندم
پدرم فقط به من گفت: آفرین. باید تیراندازی هم یاد بگیری. و اشاره به تیر و کمان کهنه، که به دیوار آویزان بود، کرد. اما او خودش با آلات دیگر تیراندازی می کرد
بعد داستان جنگ ها و زد و خورد دلاوران و کهنه ترین یادگارها در میان قبیله. شب هایی که به دور شماله می رقصیدند. هزاران گوشه از زندگانی اقوام دیگر و سایه شتابزدگی های مردم کوه نشین، گرجی ها و دیگران، مرا تسخیر خود کرد. من نمی دانم از کدام دهلیز بیرون آمدم و چطور زنده ماندم
دوباره پهلوانان در جلوی من صف کشیدند و زندگانی گذشته در عقب سر آن ها. و حسرت های جوانی به من گفت: حرف بزن
اگر بتوانم از حرف خود به تو علاوه بر چیزهای دیگر، جوانمردی و مردانگی را نشان بدهم، هنری کرده ام و اگر نتوانم هم لااقل هنر خود را ضایع نکرده ام
مثل همه ی مردم، من حرف خود را می زنم. اگر آن ها زبان خود را مخلوط کرده اند من هم مخلوط می کنم، اما حرص دارم با کلماتی مخلوط شود که قبیله ی من دارد آن ها را فراموش می کند
من مواظب بوده ام که مثل دلباختگان قدیم سرزمین سحرانگیز باشم. نه مثل آن جادوگرها زیان برسانم، ولی مثل آن جادوگرها جذب کنم. سفر نوبه به نوبه، اگر فکر مرا عوض کرده باشد، چیزی را که قبیله من به تن من پوشانده است از تن من دور نکند
کارد را در زیر دامان خود نگاه می دارم و می گویم قوم من اینطور بوده اند. پس از آن لذت زندگانی های دیگران را به چشم تو می کشم. تیر حسد تو به من نخواهد نشست. مرد راستگو و ثابت قدم به راه خود می رود
اگر تو شاعر نباشی، بسیاری از حرف های من برای تو بی فایده خواهند بود
اگر تو شاعر باشی، دست به روی سینه ی گرم من خواهی گذاشت. من از درون قلبم به تو مردانه سلام می فرستم و از زیر اعماق سال های دراز، روشنی خود را اگر زیاد نکنم، کم نکرده و گوشه ای از اتاق ترا روشن می کنم
مرا مثل شمع روشنی بردار که می سوزم و به دیگران روشنایی می دهم
دوباره سلام من به تو ای جوان ناشناس که نمی دانم چه وقت متولد شده و مادر و پدر خود را می شناسی یا نه

نیما یوشیج
بهمن ماه 1318

برگرفته از مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج / فارسی و طبری / تدوین: سیروس طاهباز با نظارت شراگیم یوشیج / انتشارات نگاه /تهران 1371 / چاپ دوم/ صص 613 و 614

منبع:تادانه

در ادامه مطلب مقاله ای ازاقای عادل جهان ارای اورده ام.ایشان در این مقاله به نوشته های نیما وتوضیحاتش درباره زبان تاتی اشاره کرده اند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 9:54 قبل از ظهر  توسط مهدی جم پور  | 

خوشبختانه با خبر شدم استاد عبدلي كتاب جديدي تاليف كردند با عنوان تات هاي ايران و قفقاز

مقدمه كتاب با متن زير اغاز ميشود

ضرب‌المثل‌ قديمي‌ «باش‌ سيز بورك‌ اولمز ، تات‌ سيز تورك‌» را شنيده‌ايم‌. به‌ راستي‌ اين‌ دو چه‌رابطه‌اي‌ باهم‌ دارند. رابطه‌ ترك‌ و تات‌ به‌ چه‌ زماني‌ مي‌رسد وچرا مانند كلاه‌ و سر لازم‌ و ملزوم‌ يكديگر خوانده‌ شده‌اند؟.
اگر تركان‌، قوم‌ و ملت‌ مشهوري‌ هستند كه‌ اكنون‌ دربخشي‌ از آسيا پراكنده‌اند، تاتها كيستند كه‌ نامشان‌ همه‌ جاهمراه‌ ترك‌ است‌ و سايه‌ به‌ سايه‌ ي‌ نام‌ ترك‌ وارد اسناد ومنابع‌ تاريخ‌ ايران‌ شده‌ است‌؟ آيا در زمانهاي‌ كهن‌، هنگامي‌كه‌ هنوز تركان‌ در سرزمين‌ اجدادي‌ خود واقع‌ در دامنه‌هاي‌جنوبي‌ رشته‌ كوههاي‌ آلتاي‌ به‌ سر مي‌بردند با تات‌ آشنابودند و يا در زمانهاي‌ بعد كه‌ دامنه‌ تهاجم‌ و مهاجرتهاي‌خود را به‌ سوي‌ غرب‌ و خاك‌ ايران‌ گسترش‌ دادند، با مردمي‌كه‌ «تات‌» ناميده‌ مي‌شدند، ارتباط‌ برقرار كردند و مانند كلاه‌و سر لازم‌ و ملزوم‌ همديگر شدند .
بنا به‌ برخي‌ روايات‌ اگر تات‌ نامي‌ است‌ كه‌ تركان‌ بر ايراني‌زبانان‌ نهاده‌اند، پس‌ چرا اهالي‌ افغانستان‌ و تاجيكستان‌كنوني‌ كه‌ از دير باز همسايه‌ تركان‌ بودند، تات‌ خوانده‌نشده‌اند. آيا واقعا" تات‌ و تاجيك‌ و تازيك‌ برساخته‌ از يك‌ماده‌ لغوي‌ و داراي‌ يك‌ معني‌ هستند ؟
و دهها پرسش‌ ديگر كه‌سعي خواهد شد براي‌ آن‌ ها پاسخي مستند و علمي پيدا شود.

اميدوارم به زودي شاهد انتشار اين كتاب ارزشمند باشيم تا بهتر خود و زبان پدريمان را بشناسيم.

نكته:علي عبدلي تاليفات زيادي در باره تات ها و تالش ها دارد.تا جايي كه بنده خبر دارم بخاطر تحقيقات ايشان از سوي يكي از دانشگاه هاي شوروي دكترا اعطا شده.

به جرات ميتوانم بگويم علي عبدلي يك تنه بار سنگين شناساندن فرهنگ ما را به جهان و حتي خودمان به دوش ميكشد.ايشان با داشتن چندين كتاب و مقاله مهمترين سهم را در شناساندن تات ها در تاريخ معاصردارد.

ايا وقت ان نرسيده حد اقل يك تقدير از اين نويسنده و متفكر بزرگ انجام پذيرد؟

سايت اقاي علي عبدلي را حتما ببينيد


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 10:39 قبل از ظهر  توسط مهدی جم پور  |