|
شهر پهلوی
|
البطه در چند بیت اسم از برخی اقوام امده که فکر نکنم منظور ایشان با اقوام ایرانی باشد واحتمالا منظور شاعر مهاجمان به ایران بوده.به هرحال این شعر را در وبلاگ گذاشتم تا شما هم بخوانید.
با تشکر از دوست عزیز اقای عاکف
زبان "آذری" گنج نهان است
در اندام وطن روح و روان است
کلام "آذر" ما خود کتاب است
هزاران پرسش ار باشد جواب است
به آنانی که چشم خویش بستند
به آنانی که حرمت را شکستند:
زبان "آذری" ترکی نباشد
طلا را قدر، سنگ و مس نکاهد
زبان آذری غیر است از ترک
حریر است آذری ترکی بُوَد کرک!...
ز چنگیز و عرب جز آتش و خون
نشد سهم وطن الا که محزون
عرب وحشیگری از سمت اهواز
و ترکان آمدند از سمت قفقاز
پلیدی را به خاک ما رساندند
ستم بر خلق ما بسیار راندند
به خوزستان وطنسوزان نبودند
به آذربایگان ترکان نبودند
به آتشگاه،آتش کفر گردید!
از آنها غیرِ آتش، کس کجا دید؟
به هر جا که اثر بود و کتابی
به خاکستر نشانیدند حسابی
لباس میش بر تن کرد گرگان
به نام غزنوی، سلجوق یا خان
به نام آذری ترکی سرودند
به زعم خود زبان ما زدودند
خدا را شکر از تبریز و هرزند
اثرها از زبان آذری چند
به تاکستان و خلخال و به فومن
زبان آذری بگشود دامن
به رضوانشهر و ماسال و خوشابر
بسوی "هسته رو" (آستارا) رویت بیاور
به تالش در دو سوی مرز ایران
به ماسوله ،ضیابر ،غرب گیلان
نمین و عنبران،آذر دژ(تاکستان) و شال
کلور و فومن و بسیار... امثال
زبان آذری را پاس داریم
ز بیگانه بجای آن نیاریم
وفادار زبان خاک خویشیم
و از "غیر خودی بودن"پریشیم
خدایا خاک آذربایگانم
نگه دار از زوال دشمنانم
سجاد نظری دوست و همشهری فرهیخته تات زبان وبلاگی دارد که در ان اشعار بسیار زیبایی به تاتی و فارسی نگاشته است.
نام وبلاگ آوای ورازشت است.سجاد نظری در باره این وبلاگ و اهدافش میگوید:
نمی دونم از کجا باید شروع کنم فقط اینو بگم که خودمو در این حد نمیدونم که به عنوان یه شاعرحرفه ای بخوام پیش اساتید حرفی برای گفتن داشته باشم. راه اندازی این وبلاگم –البته اگر دوامی داشته باشه- بیشتر به پیشنهاد دوستان بود. هدفمم این بود که فقط اشعار محلی به زبان تاتی- چه اشعار خودم و چه دیگران- رو تو وبلاگ بذارم و بیشترم به خاطر پاسداری از این گویش محلی که تا حدودی متاسفانه به فراموشی سپرده شده. اما بعد به این نتیجه رسیدم که حالا که قراره سر دوستان رو درد بیارم یکدفعه کامل و جامع این کارو کنم که خوب بهتره. به هر حال شعر چه فارسی و چه تاتی شعره و من عاشق هر دوشون. دست همه اساتید و دوستان رو می بوسم و از نقد و نظراتشون –اگر لیاقت داشته باشم- بهره مند خواهم شد.
اگر عمری باشه انشاالله
لینک وبلاگ ایشان در لیست پیوند های وبلاگ کلور موجود است.
با ارزوی پیروزی و بهروزی برای ایشان.
چند دو بیتی از سجاد نظری:
شَبان شنبهَ شَبِ ای دل اسیریم
اسیر ِ یار ِ بی مهر ِ عزیزیم
یارم هَندهَ که چون آلالهَ مانِه
به هر گُل آرسم از سَر به زیریم
دلا از دست تِه دیوانَه بومَه
اسیرِ ساقی و میخانَه بومَه
مَکَه فیکری که انجامِش مَشام دان
چَکیسه دل به کنج خانه بومَه