تبليغاتX
کلور

کلور

شهر پهلوی

» جشنواره فرهنگي و گردشگري «رغايب» در شهر كلور استان اردبيل برگزار شد

نقل از مرکزگردشگری علمی فرهنگی دانشجویان ایران

دومين جشنواره فرهنگي و گردشگري "رغايب" هم‌زمان با روز رغبه و نخستين جمعه ماه رجب در محل امام‌زاده عبدالله شهر كلور از توابع استان اردبيل برگزار شد.

پوشش محلي زنان كلور

به گزارش پايگاه اطلاع رساني مركز گردشگري علمي – فرهنگي دانشجويان ايران(ايستا) به نقل از ايرنا؛اين جشنواره فرهنگي و آييني كه همه ساله پس از آيين‌هاي شب رغبه و از صبح‌گاه اولين جمعه ماه رجب برگزار مي‌شود ، داراي مراسم و آداب و رسوم خاصي است.


 

آيين رغايب كه به جشن آرزوها نيز موسوم است درساير مناطق آذربايجان نيز رواج دارد و به اسم "رغييب" و يا "اولوللر بايرامي" يا جشن مردگان ناميده مي‌شود.


 

اين آيين ويژه همه ساله از نخستين ساعات شامگاه پنج‌شنبه اول ماه رجب و با حضور بستگان بر سر مزار نزديكان و با خيرات كردن خرما و حلواي مخصوص آمرزش درگذشتگان آغاز مي‌شود.


 

مردم اين محل و آبادي‌هاي اطراف به‌منظور برآروده شدن آرزوهاي خود در محل امام‌زاده عبدالله شهر كلور و در دامن باغ‌ها و چمن‌زارهاي دل انگيز محل گرد هم آمدند و آيين‌هاي رغايب سال‌هاي دور را به‌صورت نمادين به نمايش گذاشتند.


 

اين آيين بنا به اقوال افراد كهن‌سال ازسالهاي دور و از زمان قاجار و يا شايد سال‌هاي دورتر در منطقه رواج داشته و در كتاب " تاريخ و جغرافي دارا- لسلطنه تبريز نوشته شاهزاده نادر ميرزا - ص "۳۰۸نيز به آن اشاره شده و آمده است: "چون پنج شنبه اول رجب رسد ، ليله الرغايب باشد.


 

بوميان حلوا پزند از عسل يا دوشاب، به گورستان برند و به خانه‌هاي دوستان فرستند. اين حلوا نيز به ناچار به خانه نامزد ببايد فرستادن." سنت پخت حلوا دراين روز خاص هم‌چون گذشته انجام مي‌پذيرد و هر چند كه در شيوه پخت تغييراتي حاصل شده ولي سنت زيارت اهل قبور و پخش حلواي طبخ شده بر سر مزار افراد از ديگر جنبه‌هاي برجسته اين سنت است كه كماكان مانند گذشته مرسوم است.


 

مانند بسياري ديگر از سنت‌هاي منطقه آذربايجان در جشن رغايب نيز نامزدها هم‌ديگر را فراموش نمي‌كنند و فرستادن حلوا در اين روز به خانه نامزدها از ضروري‌ترين امور محسوب مي‌شود.


 

اين آيين مذهبي و محلي درشهر كلور از توابع شهرستان خلخال نسبت به ساير مناطق خطه آذربايجان پررنگ تر است و همه ساله با محوريت زنان و با اجراي مراسم خاص برگزار مي‌شود.


 

ديروز نيز زنان برگزاركننده اين آيين با اجراي حركات موزون دسته جمعي و با خواندن آواهايي از موسيقي محلي به زبان تاتي كه گويش غالب اهالي است به مشاعره و بيان احساسات خود پرداختند.


 

در اين رويداد فرهنگي هم‌چنين زنان منطقه با پر كردن كاسه‌اي آب از چشمه زلال كنار امام‌زاده عبدالله و به نيت برآورده شدن آرزوهاي جوانان دم بخت دو عدد سوزن و يا سنجاق را در قطعه چوبي كوچك فرو كرده و در داخل آب كاسه انداختند.


 

با نزديك شدن اين دو قطعه چوب سوزن دار به هم به نشانه ازدواج زوج‌هاي نيت كرده فال اول جوانان را خوش يمن تلقي كرده و با كف زدن و شعرخواني خواستار تدارك عروسي و ازدواج آن‌ها توسط خانواده‌هايشان شدند.


 

در اين آيين فرهنگي هم‌چنين زنان ، دختران ، مردان و جوانان با پوشيدن لباس‌هاي نو و رنگارنگ جلوه‌هايي از نشاط ، شادماني و گوشه‌هايي از آيين زندگي مردمان اين خطه سرسبز ايران زمين را به نمايش گذاشتند.


 

در حاشيه اين جشنواره نمايشگاهي از آثار و صنايع دستي منطقه نظير وسايل سفالي، گليم ، فرش ، جاجيم ، جوراب‌هاي پشمي دست‌باف ، نان و غذاهاي محلي نيز بر پا شد.


 

عده‌اي ازاهالي محل در حاشيه اين جشنواره بر اساس نذر و نياز با پخت و توزيع آش ، حلوا و غذاهاي محلي در حق اموات خود خيرات كرده و از شركت - كنندگان طلب آمرزش كردند.


 

شركت‌كنندگان در اين جشنواره متنوع فرهنگي و گردشگري كه به مدت يك روز كامل و همراه با اجراي موسيقي و نمايش محلي برگزار شد ، روز آدينه شادي را در دامن طبيعت و باغ‌هاي سرسبز خطه كلور خلخال سپري كردند.


 

مديركل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان اردبيل در آيين گشايش اين جشنواره گفت: جشنواره رغايب به منظور بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي فرهنگي منطقه براي جذب گردشگر برگزار شده و خوش‌بختانه در دومين سال برگزاري موجب حضور بيشتر مردم و گردشگران در اين خطه شده است.


 

مسعود علويان‌صدر افزود: برگزاري اين جشنواره موجب تقويت مديريت منطقه در زمينه پذيرايي و ارايه خدمات به گردشگران مي‌شود و موجب عملي شدن سياست راهبردي همه مكاني شدن گردشگري در كشور مي‌شود.


 

وي آيين رغايب را نمادي از ظرفيت‌هاي بالقوه و شناخته نشده فرهنگي مناطق مختلف ايران براي توسعه گردشگري ذكر و بيان كرد: امسال با تدارك و پيش بيني برگزاري ۳۲عنوان جشنواره گردشگري در استان اردبيل معرفي جاذبه‌ها و قابليت‌هاي گردگشري استان شتاب بيش‌تري گرفته است.


 

وي اضافه كرد: رغايب يك سنت مذهبي اسلامي است و برپايي آن توسط مردم خطه آذربايجان نشان‌دهنده عمق اعتقادات ديني و مذهبي آن‌ها بوده و به عنوان سنتي اسلامي بسياري از فضيلت‌هاي نيك اسلامي را در خود جاي داده است.

منبع خبر

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 8:21 قبل از ظهر  توسط مهدی جم پور  | 

مديركل ميراث فرهنگي، صنايع دستي وگردشگري استان‌قزوين گفت: گويش "تاتي" براي ثبت ملي در فهرست ميراث معنوي ارائه مي‌شود.

دكتر"محمد بهرام‌زاده" روز يكشنبه در گفت وگو باايرناافزود: ما در زمينه ميراث معنوي پرونده‌هاي مهمي همچون گويش "مراغي" و "تاتي" را در دست داريم كه كار بر روي آنها به اتمام رسيده و بزودي براي ثبت اقدام مي‌شود.

وي ادامه‌داد: جمع‌آوري نمونه‌هاي گويشي"مراغي" نيز در زيرمجموعه پژوهش‌هاي مردم‌شناسي استان انجام مي‌شود و هم‌اكنون نيز كارشناسان ميراث فرهنگي استان مشغول بازنگري مردم نگاري‌هاي استان هستند.

بهرام‌زاده اظهار داشت: علاوه بر اين دو پرونده در زمينه گويش، آيين‌ها و مراسمي در استان قزوين وجود دارد كه قابليت ارايه براي ثبت ملي را دارا هستند، اما هنوز اولويتها براي ارائه پرونده‌هاي استاني براي ثبت مشخص نشده است.

گفتني‌است، گويش‌هاي"تاتي" در گستره وسيعي شامل روستاهاي قزوين،آذربايجان و اردبيل تكلم مي‌شود.

منبع:خبرگزاری جمهوری اسلامی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 9:34 قبل از ظهر  توسط مهدی جم پور  | 

۱

این مقاله زیبارا اقای ایدین فرنگی (روزنامه نگار)از سفری که به کلور داشته اند نگاشته اند. 

بزرگداشت آيين رغائب در شهر وارثان زبان باستان ایران

اگر چه گراميداشت «شب رغائب» (شب اولين جمعه ماه رجب) در فرهنگ آذربايجان ريشه‌اي ديرينه دارد، اهالي منطقهء «شاهرود» در جنوبي‌ترين نقطهء استان اردبيل، نخستين جمعه ماه رجب را به عنوان «رغائب» جشن مي‌گيرند. در اين روز، اهالي شاهرود كه بيشترشان به زبان «تاتي» (زبان باستان آذربايجان و پهلوي قديم) سخن مي‌گويند، در شهر «تات زبان» «كلور» (واقع در منطقهء شاهرود) در جوار امام زاده عبدا... جمع مي‌شوند تا يك روز تمام را با مهر و شادي كنار يكديگر بگذرانند.منطقهء سرسبز شاهرود به مركزيت شهر «كلور» كه توسط كوه‌هايي عريان احاطه شده به علت وضع جغرافيايي خاص خود در طول تاريخ از يورش اعراب و مغولان در امان مانده و اهالي آن هم‌چنان زبان كهن خود را حفظ كرده‌اند. در ورودي كلور روي يك بيلبورد چنين نوشته شده است: «به شهر كلور، مهد زبان ايران باستان خوش آمديد». جمعيت شاهرود حدود 21 هزار نفر است و اين تعداد را بايد كل جمعيت متكلمين به زبان تاتي در سراسر جهان دانست. البته لهجه هاي مختلف تاتي در «شاندرمن»، «ماسال» و «تاكستان» نيز وجود دارد. اهالي منطقه هر سال به مناسبت نخستين جمعه ماه رجب، از اولين ساعت‌هاي روز در شهر كلور، زير كوه «پلنگاه» در دره اي سرسبز كه رودخانهء شاهرود در آن جاري است، كنار مرقد امام زاده عبدا... جمع مي‌شوند و سعي مي‌كنند روز را با شادي و صفا به شب برسانند. «رغائب» جمع «رغيبه» و به معناي چيزهاي خوب، مرغوب و پسنديده و نيز به معناي عطايا و بخشش‌هاي بسيار به كار رفته است. در فرهنگ شيعه شب اولين جمعه ماه رجب را رغائب مي‌گويند و اين باور وجود دارد كه حضرت خديجه در چنين روزي تمام اموال خود را در راه اعتلاي دين اسلام به حضرت محمد بخشيده است. آيين رغائب از سنت‌هاي ديرينهء شيعيان آذربايجان است كه در آن، ياد عزيزان از دست رفته با پختن انواع حلوا و غذاها و نيز با شستن قبر آن‌ها و خواندن فاتحه گرامي‌داشته مي‌شود. اما مراسم رغائب وارثان زبان باستان ايران در بين شيعيان آذربايجان بي نظير است.   هر چند، عده اي از اهالي كلور از شب قبل در اطراف امام زاده اتراق مي‌كنند اما مراسم رغائب تات ها از 9 صبح آغاز مي‌شود. حرم امام زاده عبدا... كه از نوادگان موسي بن جعفر، امام هفتم شيعيان به حساب مي‌آيد در ميان دو كوه خشك در درهء سرسبز شاهرود و در يك قبرستان قديمي‌قرار گرفته. دور تا دور محوطهء نسبتائ بزرگ مراسم را فروشندگان محلي غرفه بندي كرده و به فروش كالاهايشان مشغولند: لباس، پلاستيك، مواد غذايي، صنايع دستي، پوستر، پارچه، ظروف آشپزخانه، سي.دي و ... . تعدادي از اهالي هم چادر زده‌اند و اطراف امام زاده شلوغ است. مردم مي‌گردند و زيارت مي‌كنند; ديد و بازديد و خريد هم بخش‌هاي ثابت برنامه‌شان است. بازي و اجراي برنامه‌هاي شاد هم خاطرهء يك روز خوش را در ذهن شان حك مي‌كند. رييس شوراي شهر كلور مي‌گويد: «الان همهء اهالي كلور به اين‌جا آمده اند و مغازه اي را در شهر پيدا نمي‌كنيد كه باز باشد. اهالي روستاهاي اطراف هم آمده اند و همه همديگر را اين‌جا مي‌بينند.» «وحيد كنعاني» مي‌افزايد: «مراسم رغائب در كلور از گذشته هاي دور دست اجرا مي‌شدهء، اما پس از پيروزي انقلاب اين مراسم متوقف شده بود. سال 1383 شوراي شهر تصميم به احياي جشن رغائب گرفت و پس از مدت‌ها وقفه اين سومين سالي است كه آيين سنتي رغائب در كلور برگزار مي‌شود. شهردار كلور نيز كه عهده‌دار عملياتي كردن مصوبهء شوراي شهر بوده، عقيده دارد: «جشن رغائب داراي كاركردهاي زيادي است. از آن‌جا كه اين جشن روحيهء همدلي و طراوت را در جامعه ايجاد مي‌كند، تصميم گرفتيم جشن را در سطحي گسترده اجرا كنيم. رغائب در سال اول احياي خود در سال 83 به صورت منطقه‌اي برگزار شد، سال بعد به آن شكل شهرستاني داديم و امسال جشن را با همكاري ادارهء كل ميراث فرهنگي و گردشگري استان اردبيل به صورت استاني برگزار كرديم.» در محوطهء مراسم مرداني جوان با لباس هاي محلي و تفنگ هاي سرپر قديمي‌جلب توجه مي‌كنند. «يعقوب نصيري» 23 ساله يكي از همين جوان هاست. او مي‌گويد: «ما اين لباس ها را به مناسبت مراسم رغائب پوشيده ايم و اسلحه ها را هم ادارهء ميراث فرهنگي به صورت امانت، امروز در اختيارمان قرار داده. ما لباس هاي محلي را در روزهاي عادي نمي‌پوشيم و فقط در جشن ها و عروسي ها از آن‌ها استفاده مي‌كنيم.» اين مردان تفنگ بر دوش كه به ظاهر شكارچيان قديمي‌درآمده‌اند به صورت نمادين وظيفهء نظم و تامين مراسم را بر عهده دارند. «صغري صادقي» زن تات شصت ساله اي كه از سال ها پيش در مراسم رغائب شركت كرده، به زبان تركي مي‌گويد: «ما اين‌جا زيارت كرده و براي خود و فرزندان مان از امام زاده شفا مي‌گيريم. خريد هم مي‌كنيم. همه فاميل هاي مان را هم مي‌بينيم. پول نذري هم به امام زاده مي‌دهيم.» «جعفر شايگاني» فروشندهء 22 ساله‌اي كه در يكي از غرفه‌ها تنقلات مي‌فروشد، اظهار مي‌كند: «ما سالي سه بار در امام زاده غرفه مي‌زنيم: نوروز و سيزده‌بدر و رغائب. مسافرها از تالش و رشت و اردبيل و خلخال و ماسال هم به اين‌جا مي‌آيند.»گردهم‌آيي يك روزه تات ها در روز رغائب كه به نيت جشن انجام مي‌گيرد، فرصت خوبي است براي ديد و بازديد و خريد. مردم براي خريد كردن در اين روز شعف خاصي دارند. «حسين خيرخواه» نوجوان 14 ساله‌اي است كه از سال 83 هر سال در مراسم جشن رغائب شركت كرده. پدر و مادر تات زبان او ساكن تهران هستند و حسين امسال به تنهايي براي شركت در مراسم به كلور و به خانهء مادربزرگش آمده. او مي‌گويد: «رغائب جشن سنتي ماست. من هر سال به اين‌جا مي‌آيم. اين‌جا خيلي به من خوش مي‌گذرد و مي‌توانم همه فاميل هاي مان را هم ببينم.» وي در برابر اين پرسش كه آيا در تهران نيز به زبان تاتي حرف مي‌زند يا نه، پاسخ مي‌دهد: «در خانه، پدر و مادرم با هم تاتي حرف مي‌زنند، اما من نه.» وقتي به او مي‌گويم كه پس با اين حساب نخواهي توانست به بچه‌هايت تاتي ياد بدهي، با اعتماد به نفس اظهار مي‌كند: «چرا نمي‌توانم. من به بچه‌هايم زبان تاتي را ياد خواهم داد و آن‌ها را به اين‌جا خواهم آورد تا با سرزمين مان آشنا شوند.» جشن رغائب تات‌ها علاوه بر ديد و بازديد و خريد، بخش هاي ديگري هم دارد: احياي برخي بازي هاي محلي و قديمي، مسابقه طناب كشي و معركه گيري و راه رفتن روي طناب و اجراي نمايش و ... . روز رغائب همهء اهالي كلور و روستاهاي اطراف را مي‌شود در امام زاده عبدا... ديد. در كنار پيرزن ها و پيرمردهاي تاتي كه با تني ضعيف و لرزان خود را به امام زاده رسانده اند، چهرهء مهماناني كه از شهرهاي ديگر براي ديدن مراسم به اين‌جا آمده اند نيز جلب توجه مي‌كند. من در گفت‌وگوهايم جوانان كرمانشاهي، رشتي و اردبيلي و تهراني‌اي را ديدم كه براي شركت در جشن رغائب تات زبان ها، كيلومترها راه را پيموده بودند.  پسر جوان 18 ساله اي كه كلاه محلي به سرگذاشته و عينكي دودي به چشم زده بود، در مورد زبان تاتي مي‌گويد: «من در كلور زندگي مي‌كنم، تاتي را هم بلدم اما به اين زبان صحبت نمي‌كنم. چون تاتي را خوب ياد نگرفته‌ا‌م، مي‌ترسم اشتباه حرف بزنم. البته من زبان مان را دوست دارم و فكر هم نمي‌كنم از بين برود.» «هرا احدزاده» 28 ساله، مسوول غرفهء صنايع دستي كه در غرفه‌‌اش دستمال‌هاي محلي، گيوه (پاتاني) و جوراب هاي دست‌باف (گوره) مي‌فروخت، در مورد لباسه‌اي محلي زنانه اظهار مي‌كند: «اين لباس‌ها را در روزهاي عادي فقط زنان مسن مي‌پوشند ولي زنان جوان صرفائ در جشن ها و مراسم‌هاي خاص از آن‌ها استفاده مي‌كنند. راه رفتن با اين لباس ها سخت است و در شهرها هم جلب توجه مي‌كند. گيوه و جوراب دست باف پشمي‌هم طبق سنت هاي ما بايد در بين جهاز همه دختران باشد.» البته در محوطهء امام زاده دختران نوجوان و خردسال زيادي را هم مي‌شد ديد كه به شيوهء مادربزرگ‌شان لباس محلي به تن كرده بودند.

      شاهرود و كلور در انتهايي‌ترين نقطهء جنوبي استان اردبيل و در شرايط بن بستي قرار گرفته اند. ارتباط منطقه با مركز استان اندك است و هنوز هم اكثر اردبيلي‌ها از وجود چنين منطقه‌اي در استان‌شان مطلع نيستند. همين شرايط بن بستي و تفاوت هاي زباني سبب شده كه كمتر ايراني اي از وجود وارثان زبان باستان ايران در منطقه‌اي دور دست در شمال‌غرب كشور مطلع باشد. مسوولان كلور اميدوارند برگزاري مرتب و باشكوه آيين رغائب، كلور را به تمامي‌ايرانيان معرفي كند و به همين نيت وقتي از رييس شوراي شهر كلور مي‌خواهم به زبان تاتي چيزي براي من بنويسد، او اين جمله را انتخاب مي‌كند: «خدا شمه پشت و پناه ببو... سال بعد شمه هنيه در اين‌جا بينم

منبع

۲

.گزارش روزنامه ابرار از برپايي جشن رغايب

 

جشنواره فرهنگى و گردشگرى رغايب در شهر كلور استان اردبيل برگزار شد
دومين جشنواره فرهنگى و گردشگرى «رغايب» همزمان با روز رغبه و نخستين جمعه ماه رجب در محل امامزاده عبدالله شهر كلور از توابع استان اردبيل برگزار شد.به گزارش ايسنا اين جشنواره فرهنگى و آيينى كه همه ساله پس از آيين هاى شب رغبه و از صبحگاه اولين جمعه ماه رجب برگزار مى شود، داراى مراسم و آداب و رسوم خاصى است.مردم اين محل و آبادى هاى اطراف به منظور برآروده شدن آرزوهاى خود در محل امامزاده عبدالله شهر كلور و در دامن باغها و چمنزارهاى دل انگيز محل گرد هم آمدند و آيين هاى رغايب سالهاى دور را به صورت نمادين به نمايش گذاشتند.اين آيين بنا به اقوال افراد كهنسال ازسالهاى دور و از زمان قاجار و يا شايد سالهاى دورتر در منطقه رواج داشته و در كتاب «تاريخ و جغرافى دارالسلطنه تبريز نوشته شاهزاده نادر ميرزا - ص ۳۰۸» نيز به آن اشاره شده و آمده است: «چون پنج شنبه اول رجب رسد، ليله الرغايب باشد.»مانند بسيارى ديگر از سنت هاى منطقه آذربايجان در جشن رغايب نيز نامزدها همديگر را فراموش نمى كنند و فرستادن حلوا در اين روز به خانه نامزدها از ضرورى ترين امور محسوب مى شود.اين آيين مذهبى و محلى درشهر كلور از توابع شهرستان خلخالنسبت به ساير مناطق آذربايجان پررنگ تر است و همه ساله با محوريت زنان و با اجراى مراسم خاص برگزار مى شود.در اين آيين فرهنگى همچنين زنان، دختران، مردان و جوانان با پوشيدن لباسهاى نو و رنگارنگ جلوه هايى از نشاط، شادمانى و گوشه هايى از آيين زندگى مردمان اين منطقه سرسبز ايران زمين را به نمايش گذاشتند.در حاشيه اين جشنواره نمايشگاهى از آثار و صنايع دستى منطقه نظير وسايل سفالى، گليم، فرش، جاجيم، جوراب هاى پشمى دستباف، نان و غذاهاى محلى نيز بر پا شد.عده اى ازاهالى محل در حاشيه اين جشنواره بر اساس نذر و نياز با پخت و توزيع آش، حلوا و غذاهاى محلى در حق اموات خود خيرات كرده و از شركت - كنندگان طلب آمرزش كردند.شركت كنندگان در اين جشنواره متنوع فرهنگى و گردشگرى كه به مدت يك روز كامل و همراه با اجراى موسيقى و نمايش محلى برگزار شد، روز آدينه شادى را در دامن طبيعت و باغهاى سرسبز منطقه كلور خلخال سپرى كردند.مديركل ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان اردبيل در آيين گشايش اين جشنواره گفت: جشنواره رغايب به منظور بهره گيرى از ظرفيت هاى فرهنگى منطقه براى جذب گردشگر برگزار شده و خوشبختانه در دومين سال برگزارى موجب حضور بيشتر مردم و گردشگران در اين منطقه شده است.مسعود علويان صدر افزود: برگزارى اين جشنواره موجب تقويت مديريت منطقه در زمينه پذيرايى و ارايه خدمات به گردشگران مى شود و موجب عملى شدن سياست راهبردى همه مكانى شدن گردشگرى در كشور مى شود.وى آيين رغايب را نمادى از ظرفيتهاى بالقوه و شناخته نشدهفرهنگى مناطق مختلف ايران براى توسعه گردشگرى ذكر و بيان كرد: امسال با تدارك و پيش بينى برگزارى ۳۲عنوان جشنواره گردشگرى در استان اردبيل معرفى جاذبه ها و قابليتهاى گردشگرى استان شتاب بيشترى گرفته است.وى اضافه كرد: رغايب يك سنت مذهبى اسلامى است و برپايى آن توسط مردم منطقه آذربايجان نشان دهنده عمق اعتقادات دينى و مذهبى آنها بوده و به عنوان سنتى اسلامى بسيارى از فضيلت هاى نيك اسلامى را در خود جاى داده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط مهدی جم پور  | 

مثل همیشه مشغول گشت و گذار در اینترنت بودم تا شاید مطلب جدیدی در باره تات ها و کلور بیابم.به وبلاگ جالبی برخورد کردم به نام تات ها و ایران که دوست گرامی اقای سید علی موسوی نگارنده این وبلاگ است.مطالب جالبی در باره تات ها در وبلاگ ایشان یافتم که برای اطلاع شما ان مطالب را اینجا میگذارم.

حتما از وبلاگ اصلی این دوست عزیز هم دیدن فرمایید.زیرا تشویق شما موجب خواهد شد تا این دوست عزیز باز هم در باره تاتی مطلب بنویسد.

مقاله انواع گویش های تاتی با نواحی سکونت وآداب ورسوم آنها به قلم سید علی موسوی.

با وجود تضعيف روز افزون زبان ايرانی آذربايجان از زمان غلبه مغول گويش های اين زبان به کلی از ميان نرفته بلکه هنوز در نقاط مختلف آذربايجان و ديگر  نواحی ايران بزرگ بطــور پراکنـده و غالبآ به نام تاتــی به آنها سخن  می گوينــد اين گويش ها از شمــال به جنوب به اجمال عبارتند از :

1- گويش هــای تاتی طـارم عليـا استــان زنجان  شامل روستاهای :  نوکيان ،سياهورود، بنــدرگاه، کلاسر، هزار رود، جمال آباد، باکلور، چرزه، جيش آباد و قــوچان می باشد.

2- عمده روستاهای بخش شاهرود خلخال شامل: اسکستان، اسبو، درو، کلور، شال، ديز، کرين، لرد ، کهل، طهارم، گلوزان، گيلوان ، گرد آو ، گندم آباد و همچنين کرنق در دهستـــان خوروش رستـم و کجل در بخـش کاغذ کنان همان شهرستان .

 

 

 

3- گويش کرينگان ، ازدهات ديزقار خاوری در بخش ورزقان شهرستان اهر.

4- گويش کلاسور لاوينه رود، ازدهات بخش گليبر شهرستان اهر.

5- گويش گلين قيه ازدهات دهستان هرزند در بخش زنور شهرستان مرند.

6- گويش عنبران در بخش نمين شهرستان اردبيل .

7- گويش های تاتی اطراف کوه رامند در جنوب و جنوب غربی قزوين و طالقان و اشتهارد.

8- گويش های تاکستان، چال، اسفرورين، خيارج ،خوزنين، دانسفــان، ابراهيم آباد و سگز آباد که به تاتی خلخال نزديک اند.

9- گويش های تالش ، از الله بخش محله شاندرمين در جنوب تالش شوروی و در شمال ايران که اصولاً به زبانهای تاتی آذربايجان وابسته اند.

 

 

36نوروز وديگر جشن های بزرگ تاتها

 

  نوروز جشن بزرگ ملي ايرانيان است جشن رستاخيز طبيعت و  تجديد حيات و زندگـــي است.جشن حركت، جنب وجوش ،تكاپو وكار است .جشن طبيعت است.عيد نوروز وگرامي بودن آن نزد ايرانيان بسيار قديم وكهن است .

 ابوريحان بيروني كه نوشته هايش در زمينه ي نوروز غني ترين و معتبر ترين آثار مكتوب است مي گويد :

نخستين روز است از فروردين و از اين جهت روز نو نام كردند كه پيشاني سال نو است .

نوروز خاص ايرانيان نيست چرا كه جشن سال نو در مصر ،بين النهرين ،هند ،تاجيكستان،افغانستان وممالك ديگر نيز برگزار ميگردد، ليكن ايرانيان جزء اقوام معدودي هستند كه اين جشن را به شيوه ي خاص خود هرساله برگزار كرده وتاكنون زنده  نگاه داشته اند .

پس از اسلام هم با گذاشتن كتاب آسماني قرآن بر سر سفــــره  نــوروزي به قداست آن  افزوده تا اين سنت را هر

 

چه پربارتر حفظ كنند .

اما تات ها از جمله وفاداران ميراث باستاني ايران عزيز هستند و با برخورداري از فرهنگ والا يكي از قديمي ترين سنن مناسك و آداب و رســوم  را به شيوه سنتي حفظ نموده اند. اين فرهنگ ريشه دار با پيشينه اي چند هزار ساله بر تارك فرهنگ ايران مي درخشد معمولا مجموعه آيين تات ها كه به شكل جزيره هاي كوچكي در سر زمين پهناور ايران سكونت دارند از چهارشنبه سوري  آغاز ميگردد و با آيين سيزده بدر نوروز پايان مي يابد.

 دربين تات ها يك هفته مانده به نوروز با ترانه هاي پيش قراولان نوروز ( نوروز نامه خوانها يا بهارآمد خوانها)معروفند  نوروز شروع مي شود.بهار آمدخوانها درگروههاي دو نفره تا حداكثر هفت نفره  درب به در ويا خانه به خانه مي روند وترانه هاي نوروزي مي خوانند و هرخانواده نيز به ميزان وسع مالي  به نوروزنامه خوانها هديه اي نقدي ويا غيـر نقدي مي دهند .

امروزه نيز نوروز يكي از گراميترين جشن همبستگي قومي وملي ايران است . علي الخصوص برگــزاري آن نمايانگـــر اصالت ، هويــت ، جاودانگــــــي، و نشا نــه ي

 

جلوه هاي روح ملت ايران در همـــه اقشار و از جمله تات زبانان است كه همانند فصل بهار درهمه امور معنوي ومادي ( محبت صفا ، صميميت ، دوستي ، صلحه رحم، لباس نو و منزل شكيل وتميز و....) جايگزين كينه ها وكدورت ها مي گردد.

جشن ديگری هم هنگام بر داشت محصولات کشاورزی و در آغــــاز پائيز در ميان دشت گندم زار و يا خرمن بر پا می نمودند که اين جشن بر گرفته از سنت جشن مهرگان که در روزگاران قديم بوده بر جای مانده وتا قبل از ورود ماشين آلات صنعتي به روستاها اين مراسم همچنان ادامه داشت .

از ديگر جشن ها در ميان تات ها مراسم عيد قربان است که پس از ورود اسلام به اين سرزمين ،  بر اساس سنت های اسلامی صورت مي گيرد و در اين روز کسانی كه گوسفند دارند  قربانی مي کنند و گوشت آن را در ميان خانواده های بی بضاعت و يا كم بضاعت و سپس در ميان همه اهل محل  توزيع مي نمايند .

جامه

 

جامه بومی تات ها با توجه به شرايط اقليمی منطقه و زندگی آنان بوده است. مردان شلوارهايی به شکل شلوار کردی امروزی است مي پوشيدند، که در آن از بند يا بندگ به جای کش استفاده مي کردند. تات ها بيشتر پوشاک را از شال به دست می آوردند که دسترنج خودشان بود، شال نوعی پارچه پشمی بود که بوسيله خود اهالی تهيه می شد و از آن کت و شولار (شلوار) می دوختند اين نوع لباس در فصل پائيز و زمستان بيشتر مورد استفاده قرار می گرفت که اغلب به رنگ های سياه و سفيد بود.

لازم به ذکر است برای تهيه شال پشم مناسب را شسته و حلاجی مي کردند سپس مي رسيدند نخ تابيده و دولايی را بصورت گلوله هايی در آورده و گلوله های نخ را به جولا مي دادند ، جولا شال ابتدايی که ساده و مخلخل است را گوينــد. شــال ابتدايی بوسيله فردی ورزيده و ماهر با آب نيم گرم خيس و چند ساعتی لگد مال مي شد تا اينکه ســوراخ های شال ابتـدايــی بهم آمده و شـــــال واقعــی

شکل مي گرفت. زنان هم پيراهن های بلند و شلوارهای چيــن دار به سبک شلوارهای ايلات امروزی که به آن (شوی شلوار) مي گفتند بر تن می کردند.

 

خانه

تات ها در هرکجای سرزمين ايران که زندگی مي کردند برخلاف بيشتر عشاير سر پناه خود را از سنگ و يا خشت و گل درست مي کردند که سقف آنها از چوب و علف و کاهگل پوشيده مي شد به سر مي بردند کلبه های آنها چهار گوش ،و  با بامی مسطح و ديوارهايی پهن که درون خانه را از سرما گرما و طوفان محافظت مي کرد .و درون سقف يا ديوار آن يک يا دو روزنه ايجاد مي کردند که به آن روجن يا روجنگ به معنی روزنه مي گفتند که هم فروغ آفتاب را به درون خانه مي تاباند و هم کار تهويه کلبه را انجام مي داد، ارتفاع سقف اين کلبه ها معمولاً بين 5/1 تا 5/2 متر متغير بود کف اين اتاقها را طوری مي ساختند که حالت سکو مانند را داشــت. و اين کلبــه هــم محل خواب هم نشيمن و هم نهار خوري و پذيرايي  بود .

 

 

 

زنـان اين کلبه ها را با بالش و پارچـه های زيبا می آراستند.

در ديوارهای اين کلبه يا اتاق تورفتگی و يا برجستگی هايی به نام رف يا رفاق ايجاد مي کردند که حکم کابينت امـــروزی را داشت و ظــروف خانه را معمولاً در آنجا قرار مي دادند . همچنين جهت پخت و پز و گرم کردن اتاق قسمتی از دل ديوار را به شکل شومينه های امروزی درست مي کردند که آن را کل می ناميدند.

 

خوراک

خوراک اصلی تات ها را لبنيات (پنير ، شير ، ماست ،كره و....) وگوشت كه خودشان توليد می کردند بود . ولي براي پذيرايي از مهمان علاوه برموارد فوق  نان مخصوصي هم تهيه  می نمودند كه  مخلوطی بود از آرد ، شير و مغز گردو  که براي  احترام گذاشتن به مهمان درست می کردند.

 

 

گزينش همسر و آئين ازدواج 

 

قبل از ازدواج زندگی شهر نشينــی در زندگی تات ها غالباً  تا دو نسل از يک خانـــواده  زيــر يک سقف زندگی مي کردند .پدر بزرگ يا پدر حکم پدر سالاری را داشت و همه افراد خانواده زير مجموعه الزاماً احترام خاصی برای بزرگ خاندان قائل مي شدند .در اين خانواده ها ازدواج دختران و پسران تنها با گزينش پدر و مادر انجام می شد که با دور انديشــی و خواست آنان می بود جدايی در اين خانواده ها تا گذشته نه چندان دور امری بسيار ناپسند و زشت بود معمولاً تا پايان عمر زن و شوهر پيمان مهر و وفاداری با هم داشتند هنگامی که دوشيزه ای برای همسری مــردی برگزيده مي شد ابتدا بزرگـــان به خواستگـــاری می رفتند و به تعيين مهريه و جهزيه اقدام می نمودند و پس از عقد ، عروس و داماد مجاز به صحبت کردن با او هم بودند .

 

لازم به ذکر است مراحلی که طی می شد تا پيوند انجام پذيرد و عروس به خانه شوهر برود عبارت بود از :

1 - آشنايی مقدماتــی 2- شناسايــی کامــل يکديگر 3- ديدن عــروس 4 -  شکستن قند  5- عقد کردن 6- حنا بندان7- عروس بران

 

زايش و مراسم تولد

داشتن پسر در ميان تات ها سربلندی و افتخار است لاکن به داشتن دختر هم بی مهری نمي كنند .هنگامی که فرزندی متولد مي شود مراسم جشنی بنام (ششه شو)يا شب ششم برگزار مي کنند چرا که تات ها اعتقاد دارند کودکی که به دنيا می آيد در پنج روز اول تولد اجنه و پريان با او کاری ندارند ولی از روز ششم باصطلاح « ازما بهتران » خواه ناخــواه  به سراغ نوزاد  رفتــه در نخستين فرصت به او آسيب مي رسانند.

در اين شب کودک بايد نه در زمين و نه در هوا باشد! بلكـــه  بايد تا سپيده سحــر روی پاهاي ماما « زن قابله »

 

جا خوش کند . بنابر اين جشن (ششه شو )پس از صرف شام آغاز مي گردد و گاه تا سر زدن سپيده سحر ادامه مي يابد. صاحب  فرزند ، دوستان و فاميل را دعوت کرده و سپس توســط بــزرگ خانــواده برای نــوزاد نام نيکـی انتخاب می نمايند.

      مراسمات ديگــری همانند  هميــن مراسم است مثل  گهواره بستن (گافارگ دبستن)  ويا دندان در آوردن  نوزاد  ويا ختنه سوران  فرزنــد پســر كه  برگــزار مي نمايند .

 

سوگواری

بر پايه سنت ديرينه تات ها ، اگر کسی دور از خانواده خود در گذشت حتماً بايد به زادگاه خود آورده شود و به خاک سپرده شود به هنگام تشيع آداب اسلامی و با حضور همگان انجام مي شود و سپس از سوی خانواده های معزا شب سوم  و هفتم و چهلم و سالگرد گرفته مي شود و برای آمـــرزش و مغفــرت در گذشته دعا و مرثيه خوانی انجام مي گيرد.

هنگام عزاداری رنگ لباس خيلی مد نظر نبوده ولی پس از تـــرويج  زندگـی شهری لباس مشکی ملاک عمل قرار مي گيرد مخصوصا ًدر عزای سالار شهيدان حسين ابن علی عليه السلام که از اول تا دهم ماه محرم برگزار مي گردد. معمولاً  لباس مشکی بر تن می کنند.

 

هنر و صنايع دستی

در بين تات ها دوک ريسی، نمد مالی، نجاری، شالبافی، جاجيم بافی، خورجين بافی، پلاس بافی، گلدوزی، بافتن گردن بندهای با مهره، بافتن گردن بندهايی با سکه و بافتن دکورهايی  با شکل متفاوت با دانه اسپند و ... از روزگاران دور مرسوم بوده و هچنان در بعضي از نقاط تات نشين ادامه دارد .

 

موسيقی

موسيقی و خوانندگی را معمولاً کاری مردانه مي دانند ولي برای زنان امري ناپسند مي شمارند.

 

 

لذا اينکه فقط  مردان با صداهای سه گاه و چهارگاه توام با دمبک و  نی (لعله)  مراسمات  جشن را برگزار می نمايند.

 

برخی از آداب و رسوم تات ها

تات ها بسيار پای بند به سنت های اصيل و کهن خود هستند کوچکتر به بزرگتر سلام مي گويد، مردان به هنگام سلام گفتن کمی خود را خم کرده دست راست را به روی سينه مي گذارند و سپس دست مي دهند و برای دست دادن هر دو طرف دست ها را در حالی که تافته بالا آورده و برگونه های يکديگر بوسه می زنند که نشانه صميميت و يکرنگی آنها مي باشد. ولي زنان تنها مجاز مي باشند که بر سينه و يا شانه های پدر، عمو و دايی بوسه بزنند .

 

برای مشاهده وبلاگ اقای موسوی اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 8:30 قبل از ظهر  توسط مهدی جم پور  | 

شهردار کلور:
بيش از 50 درصد بافت شهر "كلور" در استان اردبيل فرسوده و قديمي است

اردبيل- خبرگزاري كار ايران
شهردار كلور گفت: شهر كلور با تاريخچه طولاني از بافت قديمي و باستاني زيادي برخوردار است. طوري كه بيش از 50 درصد ساختار شهر فرسوده و قدمت چند ساله دارد.
سيدعلي اسحاقي, شهردار كلور, در گفت و گو با خبرنگار ايلنا, گفت: در جهت مرمت و احيا بناهاي تاريخي در سال‌‏هاي اخير بيش از 84 ميليون تومان اعتبار اختصاص يافته بود كه ما نيز در اين دو سال اين ميزان اعتبار را به ترتيب اولويت جهت مرمت و احيا آثار تاريخي و ابنيه‌‏هاي باستاني هزينه كرديم.
وي، با اشاره به خطرات ناشي از فرسودگي اماكن شهر كلور افزود: بافت فرسوده و قديمي شهر كلور علاوه بر لطمه به زيبايي شهر به آسيب‌‏پذيري مساكن در مقابل حوادثي چون زلزله و رانش نگراني‌‏ها را به وجود آورده كه با همت مسوولان اميدواريم اين معضل هر چه زودتر به نحو احسن حل شود.
وي، از نبود متولي خاص براي رسيدگي به مشكل فاضلاب و پسماندهاي شهري به شدت انتقاد كرد و گفت: در شهر كلور فاضلاب شهري و نيز پسماندها و زباله‌‏هاي جمع‌‏آوري شده متولي خاص ندارد و اين امر علاوه بر مشكلات شهري به افزايش بيماري‌‏هاي عفوني و نيز ضربه زدن به سلامتي محيط زيست منطقه نيز، منجر شده است.
اسحاقي از اختصاص 24 ميليون تومان اعتبار جهت توسعه فضاي شهر و احداي پارك در شهر كلور خبر داد و تصريح كرد: شهر كلور با وجود پتانسيل خوب از كمبود فضاي سبز و پارك‌‏هاي مجهز رنج مي‌‏برد و امسال در راستاي توجه استاندار به توسعه فضاي سبز و اجرايي كردن نهضت آسفالت‌‏ريزي، بيش از 24 ميليون تومان اعتبار به اين كارها اختصاص يافته است.
وي گفت: جهت بازسازي مقبره امامزاده عبدالله امسال استاندار اردبيل بيش از 100 ميليون تومان از محل اعتبارات استاني اختصاص داده شده است كه اميدواريم كار بازسازي و محوطه‌‏سازي اين بقعه تا پايان امسال به اتمام برسد.
منبع
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 3:33 قبل از ظهر  توسط مهدی جم پور  | 

درود بر تمامی دوستان.

برای اولین بار اتاق گفتگوی اینترنتی به زبان تاتی افتتاح شد.از کلیه تات زبانان و علاقمندان دعوت میشود در جلسات گفتگو این اتاق که در باره زبان کهن تاتی و فرهنگ و اداب و رسوم منطقه شاهرود است شرکت نمایند.

برای عضویت در این اتاق گفتگو لطفا مراحل زیر را طی نمایید.

۱.ورود به سایت اینسپیک.

روی این لینک کلیک کنید www.inspeak.com و وارد سایت اینسپیک شوید.

۲.روی گذینه download now کلیک کنید تا چت روم اینسپیک دانلود شود.

۳.بعد از اینکه برنامه بصورت کامل دانلود شد روی ایکون ابی زنگ  کلیک کنید.

۴.حال پنجره ورودی اینسپیک پیش روی شماست.برای ورود به این چت روم باید یک ای دی برای خود بسازید.برای ساخت ای دی روی گزینهsign-up کلیک کنید و فرم مربوطه را دقیق کامل نمایید.

۵.حالا شما میتوانید وارد چت روم اینسپیک شوید.بعد از ورود روی ایکونgroups کلیک کنید تا پنجره گروه ها نمایان گردد.

۶.حال بر روی گزینه فارسی و دری farsi&dari کلیک کنید تا وارد روم لیست این گروه شوید.در این قسمت اتاق گفتگو کلورkolur را انتخاب نمایید و روی join کلیک کنید.

۷.حال شما در روم کلور هستید.امیدوارم با شرکت در جلسات این اتاق گفتگو موجبات احیای دوباره زبان تاتی و شناساندن این زبان را به دیگر هم میهنان و مردم دیگر کشور ها را فراهم اورید.

۸.چنانچه در مراحل نصب برنامه یا ساخت یوزر ای دی مشکلی پیش امد با ای دی بنده در یاهو مسنجر تماس بگیرید تا مشکل  حل شود.

mehdijampoor@yahoo.com

در انتظار حضور سبزتان در این محفل دوستانه هستیم.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 4:6 قبل از ظهر  توسط مهدی جم پور  | 

تهران- ميراث خبر

گروه فرهنگ، بنفشه محمودي: گويش هرزندي در شمال غربي مرند به کلي از ميان رفته و با زبان ترکي جايگزين شده است.

دکتر يدالله پرمون عضو پژوهشکده زبان و گويش سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با اعلام اين مطلب گفت: زبان ترکي به عنوان يک زبان زبرين بر گويش هرزندي تفوق پيدا کرده، در طول قرون آن را به يک زبان زبرين تبديل کرده و به مرور زمان جايگزين آن شده است.

وي افزود: به نظر مي رسد تنها ردپاي اين گويش را بتوان در گويش «گلين قيه» پيدا کرد چون برخي از اهالي هرزند به مرور زمان به اين منطقه کوچيده اند و برخي از ويژگي هاي گويش آنها را در منطقه گلين قيه مي توان يافت. پرمون افزود: مستندسازي هاي اوليه براي کار بر روي گويش  گلين قيه انجام شده و انجام کار روي اين گويش امسال در دستور کار پژوهشکده زبان و گويش سازمان ميراث فرهنگي قرار دارد.

وي درباره گويش تاتي نيز افزود: گويش تاتي در معرض خطر قرار دارد و پيشنهاد گردآوري و کار بر روي آن به پژوهشگاه ميراث فرهنگي ارائه شده است تا در صورت تصويب به طور دقيق انجام شود.

علي فلسفي مردم شناس سازمان ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي نيز درباره مناطقي که در آنها به تاتي تکلم مي شود به ميراث خبر گفت: مردم 13 روستا در منطقه خلخال به گويش تاتي تکلم مي کنند. اين گويش در روستاهاي خوينه سو و کرينگان در منطقه ورزوان، کلور (امامرود)، چزل و شمس آباد (در مرز ميانه و خلخال) و ... رواج دارد اما در روستاي اوشکه بين از ميان رفته است.

وي درباره ديگر گويش آذربايجان شرقي گفت: گويش موصلاني در روستاي «تپيک دره»واقع در 25 کيلومتري شرق عجبشير در دامنه هاي سهند نيز يک گويش نزديک به کردي است که در ميان حدود 80 خانوار ساکن در اين روستا رايج است اما هنوز کار دقيقي بر روي آن انجام نگرفته است.

 فلسفي افزود: متاسفانه به دليل نبود متخصص زبانشناسي در ميراث آذربايجان شرقي، تا کنون در زمينه گردآوري و تحقيق بر روي گويش هاي اين استان کار علمي منسجمي صورت نگرفته است و به جز پژوهش هاي قديمي از يحيي ذکاء و عبدالعلي کارنگ و کارهايي که در پژوهشکده زبان و گويش سازمان ميراث فرهنگي انجام شده ، کار کارشناسانه اي بر روي گويش هاي مذکور صورت نگرفته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 2:31 قبل از ظهر  توسط مهدی جم پور  | 

واژه تات اصطلاحی است که از جانب ترکان به اشخاص و اهالی فارسی زبان اطلاق گردیده و در منابع ادبی و تاریخی آنان بیشتر به کار رفته است. در منابع ایرانی معمولاً اصطلاح « ترک و تاجیک» گروه فارسی زبان و ترک زبان را مشخص می‌کرده است. با این وصف، در تاریخهای ایرانی قبل از صفویه هم این اصطلاح به چشم می‌خورد، و از زمان شاه عباس کبیر به بعد، اکثراً در نوشته‌های جهانگردان خارجی این واژه به تعبیر و تعریف درآمده است.

ای. پ. پتروشفسکی، در رساله « نهضت سربداران خراسان» می‌نویسد: شیخ حسن و مسعود (پس از پیروزی سال 742هـ ) ناچار می‌بایست خواستهای عامه مردم را برآورند و با بزرگترین امیر فئودالی خراسان ــ معزالدین حسین کرت ملک هرات، وارد جنگ شوند.

وی در آن روزگاران مستقل بود و یار و متحد طوغای تیمورخان مغول شمرده می‌شد. سربداران لشکری مرکب از ده هزار مرد جنگی گرد آوردند. این لشکرکشی از لحاظ آینده کار ایشان اهمیت فراوان داشت. زیرا هدف آن رهایی سراسر خراسان از سلطه مغولان بود. یکی از شاعران درباری ملک هرات، اهمیت این نبرد را چنین توصیف می‌کند:

گر خسرو کرت بر دلیران نزدی وز تیغ یلی گردن شیران نزدی

از بیم سنان سربداران تا حشر یک ترک دگر خیمه به ایران نزدی (ص 64)

این رباعی که سربداران را دشمن ترکان مغول معرفی می‌کند، در صفحه 360 جلد سوم تاریخ « حبیب‌السیر» در شرح حال و سرانجام شیخ حسن، به ثبت رسیده است.

مؤلف « حبیب‌السیر» از تسلط امیرولی یکی از امراء معتبر طغاتیمورخان مغول بر ولایت گرگان، چنین سخن می‌داند: انهزام و انعدام سربداریه در آن دیار (استرآباد) اشتهار یافته اتباع خاندان طغاتیمورخان که در زوایا مخفی بودند در ظل رایت امیرولی جمع آمدند و ابوبکر شاسمانی که از قبل حسن دامغانی در شاسمان حکومت می‌نمود با دو هزار سواره و پیاده سربدار به جنگ امیرولی رفته از معرکه گریخته به سبزوار شتافت. پهلوان حسن پنجهزار مرد شمشیرزن به وی داده نوبت دیگر ابوبکر متوجه استرآباد گشت و چون در سلطان دوین فرود آمد امیرولی با طایفه از شیران بیشه یکدلی از جنگل جرجان بیرون شتافته در برابر ابوبکر صف قتال بیاراست و به حسب تقدیر خونی در دل سربداران افتاده مردم امیرولی به یکبار فریاد برآوردند که تات قاشتی یعنی تازیک بگریخت و سربداریه رو به گریز آورده ابوبکر شاسماتی خود را بر آب گرگان زد اما بیرون نتوانست رفت... (حبیب‌السیر. ج 3، ص 367)

1. پیترو دلاواله، قشون شاه عباس را چنین توصیف می‌نماید: قشون ایران مرکب از چهار دسته است که به ترتیب اهمیت از پایین‌ترین آنها یعنی « تفنگچیان» که شاه چندی پیش به توصیه آنتونی شرلی انگلیسی به تشکیل آن همت گماشت، شروع می‌کنم.

تفنگچیان از نژاد اصیل ایرانی هستند که مسکن و مأوای آنها در شهرها و دهات است. و چون در تمام سال حقوق می‌گیرند مجبورند هر وقت به وجود آنها احتیاج باشد فوراً به خدمت حاضر باشند. نجیب‌زادگان یعنی قزلباشها وارد این دسته نمی‌شوند و در حقیقت افراد آن را فقط رعیتها تشکیل می‌دهند. به رعیت لفظ « تات» نیز اطلاق می‌شود. در فارسی وقتی « تات» می‌گویند منظور این است که طرف از طبقه نجبا (قزلباش) نسیت. ولی در حقیقت آنان اصیل‌تر از قزلباشها هستند، زیرا دسته اخیرالذکر فقط از زمان شاه اسماعیل صوفی به بعد خود را به زور اسلحه تحمیل کرده‌اند. در حالی که تات‌ها ایرانی‌الاصل هستند و ساکنین واقعی این سرزمین را تشکیل می‌دهند، و خیلی از بزرگان و ثروتمندان و بعضی از میرزاها و به طور کلی کسانی که به دلایلی جزء سپاهیان منظم نیستند و یا مشاغل درباری و دولتی ندارند در طبقه‌بندی از « تات‌ها» محسوب می‌شوند. تفنگچیان نیز جزو همین طبقه « تات‌ها» هستند و معمولاً از دهات و آبادیها آمده‌اند.

در میان تفنگچیان، مازندرانی‌ها خود را ممتاز و مشخص ساخته‌اند و آنان بودند که دو سال پیش در ارمنستان برخلاف میل شاه از قلعه ایروان دفاع کردند و محمد پاشا سردار ترک را که با دویست و حتی سیصد هزار نفر حمله کرده بود بعد از چند روز جنگ و ستیز شکست دادند. عده تفنگچیان قوای ایران فعلاً قریب بیست هزار نفر است و چون آنان از « تات‌ها» هستند تاج قزلباش بر سر ندارند و عمامه‌ای ساده می‌بندند.

پیترو دلاواله در جای دیگر می‌نویسد: امروز اتکای او (شاه عباس) بیشتر به تفنگچیان تات و مخصوصاً غلامانی است که روز به روز بر قدرتشان اضافه می‌شود و به مقام‌های بلند گماشته می‌شوند... شاه تقریباً تمام وزراء و منشیان و سایر صاحب منصبان را از میان « تات‌ها» انتخاب می‌کند و مشاغل نظامی را در دست غلامان یا فرزندان آنها متمرکز کرده است. (ص 350)

2. انگلبرت کمپفر (Engelbert Kaempfere)هم در فصل یازدهم سفرنامه خود نوشته است : « زبان رایج دربار ایران ترکی است که زبان مادری سلسله صفویه است و این زبان با زبان مردم عادی مملکت تفاوت دارد.

در مبحث، « قشون ایران و فرمانده آن» چنین می‌نگارد: این کلاه خاص صوفیان صفوی باعث شد که آنها از طرف ترک‌ها «قزلباش» نامیده شوند، یعنی کسانی که سر سرخ دارند. درست است که ترکها با به کار بردن این لفظ دشنامی را در نظر داشتند اما قزلباش‌ها این نام را مایه افتخار خود دانستند. بدین ترتیب قزلباش‌ها سخت بر خود می‌بالند و به مردم بومی این سرزمین که آنها را تاجیک، تازیک یا به طور خلاصه « تات» می‌نامند به دیده تحقیر می‌نگرند.

تفنگچیان، تفنگچی لر آغاسی (فرمانده تفنگچیان) که بر قوایی مرکب از دهقانان و پیشه‌وران ایران فرماندهی دارد، در قشون ایران دارای رتبه سوم است.

3. روایتی دیگر، از سفرنامه سانسون : این کلاه (تاج) بسیار مورد احترام همه می‌باشد زیرا می‌گویند که این کلاه به دوازده امام اختصاص دارد. تمام خانها و قزلباشها در روزهای سلام و تشریفات این کلاه را بر سر می‌گذارند.

ولی « تات‌ها» که « کشوری» هستند نمی‌توانند این کلاه را به سر بگذارند همچنین اعتمادالدوله فعلی نیز که از خوانین لشکری نیست این کلاه را بر سر نمی‌گذارند.

تات‌ها بومی‌های محلی ایران را می‌گویند و قزلباش که به معنی « طلاسران» یا « سرخ کلاهان» سرخ سران می‌باشد لشکری هستند. قرلباش‌ها از سلسله غلامان می‌باشند یعنی در اصل غلام بوده‌اند یا از ملت‌هایی هستند که به ایران پناهنده شده‌اند. بسیاری از قزلباش‌ها از دمشق و هنگری به ایران آمده‌اند.

قابل ذکر است که شاهسون‌ها و سایر ایلات ترک زبان آذربایجان، شهرنشینان و روستاییان را « تات» می‌نامند. در قفقاز نیز این اصطلاح تداول داشته است.

تدریجله سالمشدیم الـه یونجـه دهاتـی بر پارچه چورک نورکـی ایتمشدیم ایلاتــی

آرترمش ایدیم مزرعه نی ایلخینی آتی رنجبر ایله مشدیم اوزیمه چوللی نــی تاتـی

هر نه ویرسه ک ویر، مبادا ویرمه بر درهم ذکات قوی آجندان اولسه اولسون، بینوا کندلی و تات

غلامحسین ساعدی می‌نویسد: شهرنشین‌ها یا به قول شاهسون‌ها « تات»‌ها که جز خوردن و خوابیدن و اندوختن کاری نداشتند... (خیاو – ص 77)

شعر بسیار معروفی که یک شاعر گمنام اهل قره درویش به اسم غفار سالها پیش سروده، مناظره‌ایست بین شاهسون و تات، که تات شاهسون را به اسکان وآسایش در شهر وخانه دعوت می‌کند و شاهسون از نعمت و برکت و لذت چادرنشینی دفاع می‌کند و شهرنشینی را نمی‌پسندد.

تات ددی ای شاهسون گل بو کو چماقدان اوتان استراحت اوتور میندار سو ایچماخدان اوتان

ترجمه : تات گفت ای شاهسون بیا و از کوچ بگذر – بیا و ساکن شو و از خوردن آب کثیف راحت باش.

در این مناظره تات و شاهسون، دو نکته بنیادی جلب نظر می‌کند، نخست « تات» نام کردن شهری و روستایی، از جانب شاهسون است. این اصطلاح همان معنی و مفهوم 700 سال پیش را به یاد می‌ورد که ابوحیان اندلسی در کتاب « الادراک للسان الاتراک» و مؤلف « تحفه الزکیه فی اللغه الترکیه» واژه « طیت» و « طاط» را شهرنشین و کشاورز معنی کرده‌اند. دوم، پرهیز چادرنشینان به ویژه ترکان از شهرنشینی است که این خود از اختلافات لهجه ترک و تات و ناهماهنگی شهری و روستایی خبر می‌دهد، و ضرب‌المثل معروف ترکی را به یاد می‌آورد که می‌گوید: « تورکه شهر ایچی زندان گلیر» یعنی : داخل شهر به ترک زندان می‌نماید.

از مثل و مناظره بگذریم و به ابزارآلات در بایست‌های کشاورزان آذربایجانی امروز هم به دقت نظر افکنیم، می‌بینیم که آنان هنوز هم « تات = فارسی زبان» هستند. مثلاً :

لغات کشاورزی در دهات آذربایجان : کدخدا، ورزیار، رَشبَر (رنجبر)، باغبان، میرآو، چوپان، چودار، پادار، رَمی، شُخُم، تُخُم، گاواهن، جوت (جفت) خرمن، خرمنگاه، ذج، شنه (شانه)، جرجر، جوال، باغ، باغچه، میشه (بیشه)، بستان، بیل، بیلچه، کردی، بازو، وَر، بند، ناو، کهریز، فَنُو، دَن آو، خاک آو، شورآو، شوراکت، کَوشَن، وَرَزَن، جیم، چمن، سنبل، کولش، کوزر (کوزل)... جلال آل احمد هم می‌نویسد :

گرچه در دهات دیگر بلوک زهرا (که اغلب در آنها بوده‌ام و مطالعات کلی کرده‌ام) مردم به ترکی حرف می‌زنند ولی مثلاً در « خوتان» و «ماشگین» و « چیسگین» ادوات زراعت و کشاورزی و اصطلاحات خاص آن هنوز به زبان تاتی است. (ص 19)

هرگاه روستایی آذربایجانی بخواهد مسکنی معمولی و پناهگاهی ایجاد نماید، لااقل اشخاص: بنا، بنا شاگرد، فعله، نواکش، کژکار، نجار را با مصالح و ابزار : گژ (گچ) آهاک، کژخاک، کربیچ (خشت و آجر) تخته، دیرک (تیرک) شاتر (شاه تیر) پردی (توفال) حصیر، - تیشه، مالا، شمشه، شاقول، تراز، زنبه. فرقون. بیل، کلنگ، الک غربیل، نردوان، تخته مالا، ناوا، خَرَک و غیره را فراهم می‌کند و با این تمهیدات و تجهیزات، به ساختمان بِنُوره، دُورا (دیوار) مُهرَه دُوار، دام (بام) طاق، طاقچه، اطاق، کف، ایوان، آستانا، بالاخانا، صندوقخانا، قهوه‌خانا، آشپزخانا، زیرزمی، پله‌کان، پکا، آخر، طوله، حوض، انبار، هِرَه، چاله سر، شیره سر، دالاوسر و غیره می‌پردازد و سایر امور بنایی را انجام می‌دهد. سایر صنوف و نمودهای شهری بدین رسم و روش از زبان فارسی بهره‌ها گرفته و نام و نشان یافته‌اند.


گويش تاتي

درباره اين گويش كه بازمانده اي از فرس قديم است،‌بسيار سخن گفته شده است،‌ولي هيچ كدام تاكنون نتوانسته اند پاسخگوي سوالات بي شمار گردند. گاه چنان كه عبدالعلي كارنگ مي گويد تات به معني شخص دانشمند و اهل كتاب و گاه به معني تخته قاپو و آبادي نشين است. درعين حال گاهي تركان بيابانگرد و مالدار به ايرانيان كشاورز و بيابانگرد لفظ تات را اطلاق مي كردند و گاه لهجه هاي مختلف زبان ايراني به اين نام خوانده مي شود. در اين ميان مي توانيم قول پرفسور احسن يارشاطر را مآخذ قرار دهيم و به جاي اين كه به اين گويش زبان تاتي بگوييم،‌بگوييم زبان مادي. چرا كه گويشوران اين زبان در محدوده جغرافيايي محل سكونت مادها زندگي مي كنند.

نگارنده اين سطور پس از تحقيقات بسيار در محدوده جغرافيايي اين زبان به اين نتيجه دست يافته است كه مي توانيم تاتي را در سلسله جبال البرز از شرق به غرب ،‌تاتي سمناني،‌تاتي لواستاني،‌تاتي ساوجبلاغي ،‌تاتي طالقاني، تاتي الموتي،‌تاتي مراغي،‌تاتي رودبارمحمدزمان خاني( رودبار شهرستان كنوني) ،‌ تاتي رودباري( رودبار زيتون) تاتي شاهرودي( خلخال) و تاتي هرزني بدانيم. در عين حال گويش تنكابني و گويش اشكوري و گيلكي و مازني را بايد در شمال رشته كو هاي البرز به اين مجموعه افزود كه با گويش عزيز و نگار ي قرابت خاصي دارند. تاتي تاكستان و شالي و بويين زهرا و وفسي نيز به گونه اي در اين مجموعه جاي مي گيرند كه خود بحثي مفصل مي طلبد. جدا از حدود جغرافيايي ايران،‌بسياري از مردم جمهوري آذربايجان و چچن نيز به گويش تاتي سخن مي گويند.

روايت هاي شفاهي كه من گرد آوردم به زبان هاي تاتي،‌ گيلكي ،‌مازني و تالشي است. در چاپ هاي رسمي و مكتوب اشعار منتسب به عزيز و نگار به رغم صيقل خوردن و نزديك شدن به زبان فارسي، لحن و كلمات تاتي خود را حفظ كرده است.

منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 3:19 قبل از ظهر  توسط مهدی جم پور  | 

درود بر شما دوستان گرامی.

در این بخش شما با نوشتار دین دبیره یا همان خط پهلوی اشنا خواهید شد.

امیدوارم مفید باشد.

برای اموختن اینجا کلیک کنید

پیروز باشید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 1:33 قبل از ظهر  توسط مهدی جم پور  |